|
نــــشد آخر خنده ماهو از چشمای تو نقاشی کنم...
|
از قدیم گفتن وبلوگ داری حال میخواد!
از قدیم گفتن وقتی یکی برا کامنت نمیزاره توام براش کامنت نذار!
از قدیم گفتن وقتی از یه برنامه و مجریش بدت میاد نشین تا آخر نگاه کن و حرص بخور(فرزاد حسنی و کوله پشتیش)
از قدیم گفتن وقتی خودت یه چیو خراب کردی منتظر نباش دیگران برات ماست مالیش کنن!
از قدیم گفتن وقتی یه چیزی نمیشه ٬نمیشه پیله نکن...
از قدیم گفتن بیخودی منتظر کسی که هیچوقت نمیاد نمون!
از قدیم گفتن اگه قبلش یه ذره فکر میکردی الان نمیگفتی چه اشتباه بزرگی کردی!!
از قدیم گفتن گوشیتو بذار رو سایلنت که وقتی یه بچه پررو ساعت ۵ صبح برات اس ام اس میده سه متر نپری هوا!!
از قدیم گفتن.............
پاورقی:
اصن حالم خوب نیست !!!!!
در چشمهای او هزاران درخت قهوه بود که بیخوابی مرا تعبیر میکرد!
باران بود که میبارید..
او بود که سخن میگفت ..
من بود که میشنود آوای لیمویی لیمویی لیمویی اش را!
او میگفت باید قلبهامان را عشق بیاموزیم
و من میگفت عشق غولیست که در شیشه نمیگنجد!!!
***********
باران بود که بند آمده بود
در بود که باز مانده بود
و او بود که رفته بود!!
پا ورقی:![]()
هیچی بیشتر از این حال نمیده که بیای اینجا کامنتای با اسمای مختلف و ای پیهای یکسان رو بخونی و بخندی من دوست ندارم کامنتامو بعد از تائید نشون بدم یه جور توهینه به دوستام!ا![]()
یه چی دیگه هم خیلی بانمکه اونم اینه که تو یاهو نباشی و ببینی کیا اونلاینن کیا اینویزیبل!!![]()
تا من بتونم بندازمش تو قوطی کبریت و بزارمش تو جیبم و هر جا میرم با خودم ببرمش... اینجوری دیگه همیشه با من بود!
جادوگرپیر:باید از نیمه شب گذشته باشه تا ورد اثر کنه!
جادوگرپیر:باید درست دوقدمیت وایساده باشه اما تو رو نبینه تا ورد اثر کنه!
جادوگر پیر:بیا اینم شربت نامرئی کن(اوه)ساعت دوازده شب دو قطره بچکون تو چشمات!اما اگه صدات در بیاد شربت بی اثر میشه اینو یادت باشهههههههه!
ساعت دوزاده من نامرئی شدم و رفتم نزدیک خونه اون!
هوا تاریک تاریک بود ...خوابم میاومد...داشت خوابم میگرفت....تازه یه مشکل دیگه هم داشتم ..میخواستم برم....(یه جای خاص!)
ساعت نزدیک دو بود که اون اومد....
وای چقدر از دیدنت خوشحالم دلم برات یه ذره شده بوددددددددددددددددد..............
نزدیک بود همه اینا رو داد بزنم ...اما جلوی خودم رو گرفتم..هوی چیکار میکنی میخوای ببینتت؟؟
اون منو نمیدید و هر لحظه بهم نزدیکتر میشد
میخواستم از خوشحالی غش کنم اما اگه غش میکردم دیگه نمیتونستم وردو بخونم!
برا همین غش نکردم!
صبر کردم بیاد خوب جلو....درست دوقدمی!
وای چه ناناز شدی عزیزم...
خیلی دوست داشتم اینو بهش بگم اما نمیشد!
متاسفم خوشکلم تا چند دقیقه دیگه تبدیل میشی به یه سوسک کوچولوی زشت!
بذار ببینم!!آها.....سیاه...بهت بیشتر میاد!!
اون وایساده بود دو قدمی من و من داشتم تمرکز میکردم وردو بخونم اما....
چرا پس معطلم؟؟
ورد چی بود؟؟
اه!!ورد چی بودددددددددددددددددددددددددددددددددد؟؟؟
خدایییییییییی من امکان ندارههههههههه وردددددددددددددددددددددددددو یادم رفته....!
داشتم دیونه میشدم حالا اون دیگه دو قدمیم نبود داشت دور میشد
زود باش تا نرفته...وردو بخون
اما یادم نیست یادم نمیاددددددد ...وای فراموشش کردم
شماره جادوگرم ندارم!
حالا چیکار کنم؟؟
هیچی!!!
اون رفته بود ...
حیف شدددددددددد خیلی حیف شدددددددددددددددددددددددددددددد
همه نقشه هام ریخت بهم میخواستم ببرمش با خودم خونه....میخواستم امشب بذارمش تو کشوی میزم و فردا ..........
...........................................
قوطی کبریتی رو که با خودم اورده بودم برا بردنش رو پرت کردم تو جوب !
یکی جلو پام بوق زد...
یه تاکسی زرد!!
من کی مرئی شده بودمممممممممم؟؟؟
اومدم خونه یه چایی خوردم بعد رفتم سراغ کامی و وبلوگم٬باید آپ میکردم ٬حالا نمیشد امشب نه؟؟نه همین امشب(یادش بخیر)همین امشب باید آپ میکردم اصن راه نداشت نشستم به تایپیدن ...چقدر ذوق داشتم چقدر استعداد داشتم چقدر مسلطم به نوشتن....اینا همینجوری تو ذهنم ول میخورد و من همچنان میتایپیدم٬به هیچ چیز توجه نداشتم نه نباید چیزی حواسمو پرت کنه من مشغول نوشتن یه متن خیلی جالب بودم ...درست همین موقعه ها تو همین حسا بودم که متوجه شدم هر چی میزنم رو کیبرد(کی برد؟؟)خط جلو نمیره٬وای این امکان نداشت باز این کامیه احمق هنگ کرده بود ولی منکه تازه ویندوزت رو عوض کرده بودم عوضی!!!
این حرفا بیفایده بود کامی هنگ هنگ بود اصن هیچی نمیفهمید 
حالا دوباره از اول..من بیچاره تموم اون نوشته ها رو باید از اول میتایپیدم..اما مهم نیست دوباره......
وای داشت تموم میشد چقدر جالب شده بود آخراش بود میخواستم نوشته ها رو سیو کنم که دیگه...........اما اینبار کامی خودش خودشو ریست کرد...واییییییییییی داشتم دیونه میشدم ...احمق بیشعور ...نمیتونستی یه دقیقه فقط یه دقیقه تحمل کنی!!
دیگه غیر ممکن بود ببخشمش ...اصرار فایده نداشت نمیتونستم کارشو ندید بگیرم آخه چندبار یه حرکت رو باید تحمل کرد...
این بود که ...متاسفم کامی ولی واقعا اعصاب برام نذاشته بودی!
بدیش اینه که منت کشی هم نمیکنه بازم منم که باید برم براش کارت صدا و گرافیک و کوفت و زهر مار بخرم تا حالش جا بیاد٬تازه رایترم هم داغون شده یعنی سی دی توش ترکیده خلاصه وضیعت این بیچاره حسابی ریخته بهم برای همین فکر کنم باید به همین زودی فکر عوض کردنش باشم
خیلی با هم دوست بودیم و خاطره داشتیم اما دیگه فکر کنم وقت جداییمونه...خیلی دردناکه اما مجبوریم !!!
.........................
یه شعر برای کامی:
برای رفتنت زود بود اما!!
بزاعتم بیشتر از این نیست فعلا!
سلام
خوب سرتون با فوتبال گرم شده ها....فکر کنم تا یه هفته بعد از تموم شدنش کلی افسرده باشیم!
ای خداااااااااا بزنه ایتالیا بره فینال تااینننننننن حالش گرفته شه!![]()
هیچی بدتر از این نیست که وسط بازی مورد علاقه ادم برق بره...وای دیشب درست وسط نیمه دوم برق قطع شد..نتیجه بازی رو دوست جون عزیزم با اس ام اس برام میفرستاد..آخرشم یه اس ام اس زد که هر چی جک داری بفرستتتتتتتتتتت....برا کی این جوکا رو میخواستیییییییی هانننن؟؟؟هاننننن؟؟؟
گفتم هی نگید آپ کن من حرف کم میارمممم حالا چون شده یه هفته وبلوگم داره تار عنکبوت میبنده امشبببببببببببببب مجبورممممممممممممم آپ کنممممم!
یوهاهاهاها!!

هی هی !!امیدوارم نسوخته باشه!
پاورقی:
مینا جون آدرست ارور میده نمیدونم چر؟ا!حتما اشتباهه دیگه!
اول اینکه اینقدر نگید آپ کن!بعدم کی حرف از عشق و عاشقی بزنه؟؟
من؟؟؟؟خسته نشدید از این حرفای تکراری؟؟؟؟؟؟
حالم گرفته میشه میرم تو وبلوگا میبینم برا عشقشون عزا گرفتن٬آخه مگه طرف کیه؟؟؟از هر ده تا وبلوگ که میخونم نه تاش عشقیه ..انگار نوبرشو اوردن..
******************************
این شعرم برای همه اونا که فکر میکنن همین یه دونن تو دنیا:
فکر میکنی چشات چیه؟؟دو تا بلای معمولی
چه جوریه مگه صدات؟؟یه جور صدای معمولی!
فکر میکنی تو چی داری که امثال من ندارن
فقط یه جور ناز و ادا و عشوه های معمولی!
وقتی ازت حرف میزنم دیگه نمیلرزه تنم
تو هم یکی مثل همه...تو آدمای معمولی!!
خوب میدونی من تو دلم برات میمردم یه روزی
زیاد برات جالب نبود این گفتنای معمولی!
زیاد بهانه میگیری به حرفا و نوشته هام
اینم یه نامه کمتر از نوشته های معمولی
نمیدونم تو میخونی یا که نگاش نمیکنی
به خاطر تازگیه اون وعده های معمولی!
همونا که اول میگن به جز تو هیشکس به خدا
یه حرف ساده دروغ یه بخدای معمولی!
اگه خوندیشم بگو که این مال غریبه بود
یا لطف اگه داری بگو یه آشنای معمولی!
دیگه مزاحم نمیشم کاری نداری تو با من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!
تکیه کلام خودته این جمله های معمولی!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاورقی:
ایتالیا رفت جز ۸ تا تیم..هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا![]()
فکر کنم فردو۳۰پور خیلی دوست داشت یه کتک کاری حسابی هم تو این بازی بشه چون هی میگفت بازی امروز مثل بازی دیشب جذاب نیست...بازی امروز بر عکس بازی دیشب جذابیت خاصی نداره!!!!!![]()
![]()
![]()
![]()
پای پاورقی:
محلش نذار(اگه خودشو لوس کرد) تا بیاد منت کشی اگه نیمد بازم محل نذار اگه نیمد.....................یعنی دوستت نداره بره به جهنم!!
الان چشام قرمز شده مثل چشم خرگوش...گریه کردم؟؟نه بابا !نخوابیدم؟؟اونم نه...پس چی؟؟وای نگرانتون کردم آخیییی آخییی ..نه بابا مسابقه شیرجه داشتیم ..رو کم کنی٬آخرشم روی خود م کم شد چشمامم قرمز شد الان دارم همه جا رو دوتا میبینم!![]()
بعضیا رو دوتا دوتا که هیچی ده تا ده تام ببینی کمه
(با تو نیستم نیشتو ببند با تو ام ..آره تو ...)
آخ آخ الان که داشتم میاومدم خونه یه صحنه فجیع جنایتکارانه(جملم درسته؟؟)دیدم ...نمیدونید چه وحشتناک بود منکه تحمل دیدنشو نداشتم ...خون پاشیده بود همه جا..اصن جوب پر از خون شده بود ..رومو کردم اونور نبینم ولی بسکه فضولم باز نگاه کردم نمیتونستم چیزو که میبینم باور کنم..چطور میتونستن اینکارو بکنن اون یه بچه بود..سنش زیاد بنظر نمیاومد نمیدونم شاید جوون مونده بود به هر حال دلم خیلی برا اون چشمای ناز و موهای فر فریش سوخت.....ای خدا...چقدر این آدما بیرحم و سنگدلن.. چه جیغایی میزد..اما اون بیرحما کله شو کندن انداختن تو تشت(طشت؟تشط؟)هنوز دست و پا میزد...هنوز خونش میجوشید هنوز بدنش گرم بود اما دیگه صداش در نمیومد..دیگه بع بع نمیکرد!!!!!!!!
الانم احتمالا دارن پوستشو میکنن تا شب یه کباب بره حسابی باهاش درست کنن کی میتونه اون شامو بخوره؟؟؟ فردا صبحم حتما کله پاچه دیگه!!
کوچه هنوز به خون سرخش آغشته اس!!![]()
خوب دیگه هر کی یه سرنوشتی داره!
مرحوم مقتول پیش از مرگ!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خوب به سلامتی از آنگولام که نبردیم و تو چهارتا تیم شدیم چهارم...اینم خودش کلیه..همیشه دونفر تو چشمن اونکه اول میشه و اونکه آخر میشه!!
اما من نمیدونم این آنگولاییا چشون شده بود که نتونستن از ایران ببرن !!
هی ..............یه بار دیگه بیای حرف بد بزنی من میدونم و توها!