|
نــــشد آخر خنده ماهو از چشمای تو نقاشی کنم...
|
خوبید؟خوش میگذره؟!
اول مرسی از تبریکاتون ! دیگه دونه دونه تشکر نمیکنم کلا مرسی!
شب روز تولدم مارمولک بیدم(م*)یه ماهی اسکار برام خرید و اورد انداخت تو آکواریوم
دوتا ماهی نقره ای کوچولوی بیچارم همون شب از ترس سکته کردن یکیشون به صبح نکشید یکی دیگه هم تو بخش سی سی یو اکواریوم تموم کرد!
اینجوری جناب اسکار شد مالک کل آکواریوم....
چند ساعت که گذشت دیدم رفته کف آکواریوم و تکون نمیخوره ترسیدم فکر کردم مرده ..چندتا ضربه زدم به شیشه یه تکونی خورد و محل نذاشت..دوباره چندتا ضربه دیگه ایندفه یه نگاه زیر چشمی بهم انداخت و روشو کرد اونور!!!!
فهمیدم بامن قهر کرده چون تا از اتاق رفتم بیرون شروع کرد به شنا کردن ولی به محض اینکه برگشتم دوباره خودش رو زد به خواب!
(م*)گفت برا اینه که بهش ناهار ندادی!!!
چییییییییی ؟؟؟؟؟ اینهمه کرم رو پس کی خورده؟؟؟؟اسکاره خورده دیگه...!
(م*)گفت میخواد خودت با دست خودت بهش ناهار بدی!!!اونم نه کرم ...یا ماهی بهش بده یا میگو!!!!
تازه درجه آبشم نگاه کن شاید گرمشه یا سردشه ...شایدم نور زیاده ..شایدم دلش گرفته!!!
اااااااااا ..چه باحالللللللللل ....چه لوسسسسسسسسسسسس!!
خلاصه با ترس و لرز دستمو بردم تو آکواریوم و یه تیکه ماهی گرفتم رو آب ...چه قیافه ای...وای ...همش میترسیدم انگشتامو بخوره..
از اونروز به بعد هر چی میخورم مثل چیبس و پفک و ....باید به اونم بدم ..یه بار که ذرت مکزیکی براش خریده بودم ...چنان با حرص و ولع همه رو خورد که ترسیدم بترکه وقتیم تموم شد هنوز گرسنه بود...از اون به بعدم تا منو میبینه میچسبه به شیشه و جیغ میزنه :
من ذرت مکزیکییییییییییییییییییییییییییی میخواممممم ذرتتتتتتتتت با پنیر اضافه!!!
فقط چیزی که ماهی نازنینمو رنج میده و بعضی وقتا افسردش میکنه تنهاییه!!فکر کنم بزودی براش یه ماهی خوشگل به عنوان همسر بخرم البته تا اونوقت مارمولک لطف کرده و لاکپشتشو اورده گذاشته کنار ماهیم!!
ولی ماهی من خیلی بداخلاق و پرخاشگره یکی دوبارم بدجوری لاکی بیچاره رو ضرب و شتم کرد که با وساطت من و مارمولک همه چی به خیر گذشت....
یبارم به جرم اعتیاد به ماهی کیلکا بازداشتش کردن که در حال حاضر مشغول ترک دادنشم!
خلاصه تو کادوهای تولد امسالم این ماهیه از همه بامزه تره.....
پاورقی:
از این به بعد وبلوگ رو زود به زود آپ میکنم....من خودمو بکشم کامنتام از ۱۰۰ تا که بیشتر نمیشه![]()
پای پاورقی:
من فرصت نمیکنم به همه بگم آپم ..در ضمن منزل خودتونه تعارف نداریم که!![]()




سلام دوستان عزیزم:
بلخره انتظارها تموم شد و روزی که همه منتظرش بودن فرارسید
روز زیبا و بزرگ که در اون اتفاق مهمی افتاده..
روزی که همه اشک شوق میریزند...
روزی وصف ناشدنی!!!
به افتخار این روز زیبا و بزرگ همه بگید :
هوووووووووووررااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

خوب حالا همه بریزید وسط برا یه رقص با حال دست جمعی:
نمیدونم چی بگم راستش اول میخواستم کلی از کیش بنویسم!اما الان اصن حسش نیست
خیار رفت...یعنی بردنش!![]()
چشمک تلش تا اطلاع ثانوی قط میباشد
مینا با من قهر کرده......ولی من برات خوشحالم که به میلادت رسیدی تو یکی اقلان بخندی بد نیست![]()
یواشکی دلش گرفته...
منم که تکلیفم معلومه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
میگم این رضا که رفت چرا کسی آش پشت پاشو نپخت؟؟
رضا با این دوستایی که داری بهتره بری بمیری!!راست میگم باور کن!!
طفلی چه آرزوهایی داشت همش چشم براه بود یه دختر براش نامه بده حتی یه خط....ولی کی تحویلش میگرفت؟!!
طفلی رضا(خیار سابق)!این آخرایا پاک قاطی (قاتی؟؟)کرده بود ...
بیاید براش دعا کنیم یه جای خوب بیفته البته اگه تا حالا تقسیمش نکرده باشن..![]()
آش پشت پای خیار چمبر:
مواد لازم: یه بسته آش آماده (از سوپر محل)
طرز تهیه:روی بسته ذکر شده!
بعد بیست دقیقه آش آمادس...اااا بابا با مزهههههههههههه!!!کی من؟؟
نه اینننننننننن آش!!!![]()
راستی«:
از پرنده جون و ورپریده ممنونم که اینقدر لطف دارن!![]()
اون نقطه چینم خیلی نازه حالا هر وقت خواست اسمشو مینویسم!![]()
پاورقی:
تا روز تولدم آپ نمیکنم!![]()
پای پاورقی:
هیجدهم روز تولدمه!![]()
![]()
پای پای پاورقی:
خوب حالا که چی؟؟؟؟![]()